أبي الفتح الجرجاني ( مترجم : الاشراقي )
مقدمه 7
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي )
است كه در اثر همت جمعى از اهالى واراده ء قوى ايشان ساختمانى بنا نمود و به تدريس و تربيت عده ء از محصلين علوم دينيه شروع كرد . ولى چون خودشان مسكون تبريز بودند و به جهت قطع شهريه ء طلاب كه عده ء از اهالى قريه ء رازليق واقعه در يك فرسخى سراب تعهد كرده بودند وبىعلاقمندى اهالى شهرستان محصلين متفرق گشتند به طورى كه همان مدرسه مدتى خالى ماند . بعد از گذشت اندك زمانى اهالى به اصرار به تمام معنى به سراب دعوتشان كرده و در حدود 40 نفر محصل مشغول تحصيل شدند . باز هم با اعمال اغراض شخصيه ء جمعى از افراد بدطينت ومقطوع شدن شهريه ء محصلين دينى جناب معظم له به تبريز هجرت كرده اكنون در تبريز به تدريس و به تصنيف با توجه حضرت بارى تعالى اشتغال دارند . اما مدرسه ء سراب لانه ء جغد شده اميد است كه با تشريف فرمائى حضرت ولى عصر عليه السّلام آباد گردد إن شاء الله تعالى . تصانيف وتآليف گر چه روزگار وفلك كج مدار همواره كارش عبارت از نردبازى وكجرفتارى با فضلاء ودانشمندان حقيقى است . و به همان مناسبت حضرت ايشان مانند ساير فضلاء در فشار وتحميلات روزگار مىسوزند ومىسازند . چه خوش است شعر : به نادان صد چنان روزى رساند * كه صد دانا در او حيران بماند با اين وضع گرفتارى به فشار وتحميلات روزگار گوى سبقت را از ساير اقرانش ربوده به اشتغال به تأليف وتصنيف در علوم مختلفه هم خود وهم سايرين را در همه جا سر افراز مىنمايند .